نمیدونم چرا باورم نمیشه که یه بچه جدید قراره بیاد توی زندگیمون. یه جوریه انگار دور از ذهنه. امروز کاموا خریدم براش شال و کلاه ببافم. اولین خریدم براش بود. برای انسانی که هنوز وارد این دنیا نشده. نمیدونم چه شکلیه و قراره چه اخلاقی داشته باشه و چجوری زندگی کنه. حتی اسم هم نداره هنوز. نمیدونم واقعا به اندازه سورن دوستش خواهم داشت یا نه. امیدوارم مثل سورن باهوش و خوش اخلاق بشه فقط.
برچسب:
نویسنده: هلیا بهرامی
هیچکی خبر نداره من اینجا مینویسم. تازه اگر بدونن و منو بشناسن هم پسوردمو که ندارن. یعنی من بمیرم اینجا متروکه میشه. ولی خبر مرگی نمیشنوین. یه مدت دیدین نمینویسم بدونین مردم پس.
برچسب:
نویسنده: هلیا بهرامی